سپهر
توضیحات
الله یار پسر بچهای است که با پدر جنگلبانش زندگی میکند. شبی الله یار با صدایی بیدار شده و به حیاط خانه میرود و متوجه میشود که یک بز کمیاب به نام بز مار خور در یک جعبه در حیاط آنها افتاده است. شکارچی برای پس گرفتن مارخور به پدر الله یار حمله کرده و بز و الله یار را با خود میبرد. الله یار وقتی ماشین میایستد، با مارخور فرار میکند. الله یار و مارخور که نامش مهرو است با هم به سمت سیاکوه به راه میافتند تا خانواده مهرو را از خطر بازگشت شکارچیها آگاه کنند.



