سپهر
توضیحات
دیوید که با مادرش در شهر زندگی میکند برای آموزش شکار به نزد پدرشکارچیاش که در منطقه کوهستانی مونتانا زندگی و به شکار مشغول است میرود. او و پدرش بعد از آماده کردن مقدمات سفر، راهی کوهستان شده و به یک کلبه در نزدیکی قله کوه میرسند. آنها شب را در کلبه استراحت کرده و صبح زود راهی قله شده تا گوزنی را که پدر دیوید چند وقتی است زیر نظر دارد، شکار کنند. آنها گوزن را شکار کرده و چون هوا رو به تاریکی است، لاشه گوزن را در جایی زیر برفها پنهان میکنند و تصمیم میگیرند تا شب را استراحت کنند و روز بعد، بعد از تکه کردن گوشت گوزن راهی خانه شوند. صبح روز بعد که هوا به شدت طوفانی است و برف سنگینی میبارد، آنها به محل پنهان کردن شکار میرسند که ناگهان با خرسی بزرگ روبرو میشوند. خرس به دیوید حمله کرده و دست او را مجروح میکند. پدر دیوید خرس را دور میکند و هنگامی که سعی دارد تا دیوید را به بالای درخت بفرستد و اسلحه را به او بدهد، تیر از اسلحه خارج شده و به پایش اصابت میکند و ...



